امام علی (ع): تو، به ادب خود ارزش می یابی پس، آن را با برذباری زینت بخش.

تحمل پذیری در مقابل اندیشه های مخالف و کاربردهای تربیتی آن از منظر اسلام

 

مقدمه تحمل پذیری در مقابل اندیشه های مخالف در طول تاریخ از فراز و فرودی به مقتضیات جوامع بشری برخودار بوده است.بدون شک همه اندیشمندان و افراد نوعدوست همواره بدنبال بوجود آوردن شرایطی برای ایجاد بصیرت و بینش صحیح در خود و طرف مقابل بوده اند. تا از فاصله اختلافات موجود در جوامع بشری بکاهند. تحمل اندیشه مخالف هم از لحاظ مفهومی و هم از لحاظ تاریخی تحولاتی را پشت سر گذاشته است. در طول این مراحل واژگانی چون رفق، مدارا، تساهل، تسامح ،آزادی عقیده مورد استفاده قرار گرفته است.بطور کل تحمل پذیری در مقابل اندیشه مخالف از دیدگاه ها ی متفاوتی قابل بررسی است . برای نمونه می توان آنرا در قالب مباحث اجتماعی ، سیاسی، اخلاقی مطرح نمود که هریک ویژگی خاص خود را دارا است. لیکن طرح این موضوع در قالب آموزه های دین اسلام از جهاتی در بر گیرنده تمام رویکرد های مذکور است. در این پژوهش ابتداء به سیر تحمل پذیری در مقابل اندیشه مخالف از زمان ظهور اسلام و دوران نبوت و پیامبری حضرت محمد(ص) پرداخته شده است و در ادامه دوران حضرات معصومین(ع) مورد بررسی قرا گرفته است. با ظهور اسلام توجه خاصی به آزادی های مشروح شکل گرفت که کلمه توحیدی لا اله الا الله مجوز آن بود . در واقعه نفی بند گی ها و با آزادی و اختیار به سمت معبود توجه نمودن . پیا مبر به جهت آنکه بزرگترین دعوت کننده بسوی حق بود لذا بیشترین مخالف را هم داشت تا آنجا که از جانب پروردگار به رحمتی برای عالمیان لقب یافت. در دوران حضرت علی نیز نشانه های فراوانی از مدارا با مخالفان ودشمنان به چشم می خورد بطوریکه در سیره ایشان گفته شده است ابتداء سکوت، مدارا، ارشاد، افشاگری و... ودر آخر برای حفظ آبرو و جان انسانها نبرد می کرده است. دوران سایر ائمه (ع) نیز فراوان جلسات و مناظرات علمی و سیاسی است که شاهدی از روش آنان با اندیشه های مخالف است. سپس به بررسی نظرات اسلام با محوریت قرآن و کتب تفاسیر به جایگاه تفکر ، نحوه شکل گیری تفکر ، روشمند بودن تفکر در اسلام و موانع تفکر صحیح از نظر اسلام پرداخته شده است. در اسلام تفکر از تعریف و جایگاه رفیع و با اهمیتی برخوردار است بطوریکه در ردیف بهترین و برترین عبادات قرار دارد. اسلام‌ دینی‌ است‌ که‌ نه‌ تنها با نیروی‌ عقل‌ و قدرت‌ تفکر، مخالفت‌ و مبارزه‌ نکرده‌، بلکه‌ تقریباً در تمام‌ جهات‌ از آن‌ کمک گرفته ‌و تأیید خواسته‌ و ‌ بر روی‌ آن‌ تکیه‌ کرده‌ است. اسلام‌ اندیشه را آنقدر محترم‌ و آزاد دانسته،‌ که‌ حتی‌ درباره‌ اصول‌ عقیدتی‌خود که‌ تحصیل‌ آنها برهمگان‌ مفروض‌ است‌ نه تنها تقلید و تعبد را ناکافی‌ و مردود دانسته‌، بلکه‌ خوان‌ تعقل‌ و تفکر انسان‌ را نیز در ساحت‌ آن‌ گسترده است‌ و الزام‌ داشته‌ که‌ هر فردی‌، مستقل‌ وآزادانه‌ صحت‌ آنها را کسب‌ کند.در اسلام برای آنکه تفکر و شناخت اندیشه از شائبه و اشتباه دور بماند از روشها و نکات شخصیتی خاصی پیروی می کند. قرآن‌ کریم‌ به انسان ها توصیه می کند، همه صداها را بشنوند و این توصیه خود را محدود نمی کند. آنگاه ادامه می دهد با نیروی خرد بهترین را برگزیند. در ادامه به ابزارهای شناخت در اسلام و معیارهای تشخیص اندیشه های حق از باطل و ذکر نمونه های عینی از رفتار حضرات معصومین (علیه‌السلام) با مخالفین اشاره شده است. اسلام براى شناخت جهان و حقایق دینى از سه نوع ابزار حس، عقل و وحی بهره مى‏گیرد، در اسلام فرایند تفکر در اسلام همان سیر عقلی مرو معلومات برای رسیدن به مجهول است. در قرآن انسان به دو طریق به تعقل فرا خوانده شده است مسقیم و از راه آثار خلقت و نیز روشهایی برای پرورش اندیشه تفکر ملاحظه می شود. موانع تفکر در آموزه های دینی امراض و نقایص درونی هستند. قرآن کریم افزون بر آنکه آدمیان را به تفکر فرامى‏خواند، اهمیت آن را در زندگى فردى و جمعى آدمیان متذکر مى‏شود و نیز منابع، لغزشگاه‏ها و نتایج تفکر صحیح را به آنان یادآورى مى‏کند در اسلام بزرگ‌ترین موانع شناخت از نظر قرآن، هوا و هوس، تکبر، مجادله با حق، خود باختگی، سهل‌انگاری، ظن و گمان، عدم احاطه، علم بدون عمل، جهل، غفلت، کبر و غرور، گناه ، پیروى‏هاى کورکورانه، خیال‌پردازی می باشد. که هر یک را در قلمرو خاص خود معتبر مى‏داند ودر آخر نیز کاربرد های تربیتی تحمل پذیری مورد مداقه قرار گرفته است. در فرهنگ اسلام و قرآن همه مردم باید از حقوق انسانی برخوردار شوند، زیرا همه عیال و روزی خور پروردگارند و از نظر دین یا انسانیت با هم برابرند. مخالفان سیاسی، در حکومت اسلامی حقوقی دارند، از جمله حق حیات و آزادی تن، حق کرامت انسانی، حق آزادی اندیشه، عقیده و حقوق و آزادی‌های سیاسی. دفاع از حقوق مخالفان فکری خویش، حتی اقلیت‌های مذهبی ساکن و مسلمانان منحرف و دارای عقاید فاسد را بر خود و کارگزارانش واجب شمرد. در ادامه مبحث حق و باطل و تعاریف آنها در آموزه های اسلام بررسی و منابع شناخت حق معرفی و محور های شناخت بازگو شده است. و در ادامه معیار های شناسایی اندیشه حق و اندیشه بازل از منظر آموزه های اسلام معین گردیده اند. در ادامه ویژگی افراد تحمل پذیر و معیار های اندیشه و تفکرات خارج از حوزه تحمل پذیری ذکر شده است. تکمیل کنند بحث طرح مبانی و اصول و روشهای آموزش تحمل پذیری به متربیان و و اهداف و حوزه های در برگیرنده تحمل پذیری در امر تربیت آورده شده است پایان بخش کاربردهای تحمل پذیری در تربیت ثمرات رفتاری برای دانش آموزان و جامعه است. در این پژوهش بنیادی با استفاده از روش توصیف، تفسیر،قیاس و استنتاج به عنوان روش های ترکیبی در قالی تجزیه تحلیل محتوای کیفی از دو روش‌ هرمنوتیک و تحلیل تفسیری که از روشهای تحقیق در علوم انسانی است استفاده وبا مراجعه به متون معتبر در اسلام شامل کتاب قرآن ، کتب حدیث و آثار اندیشمندان سعی بر بدست آوردن پاسخ های سوالات پژوهشی گردیده است. بیان مسئله : برای تبین مسئله ابتداء لازم است به تعریف انسان و بر خی خصوصیات آن به فرا خور موضوع از نگاه قرآن توجه شود . انسان در نگاه قرآن دارای کرامت و اشرف موجودات دستگاه آفرینش است.(اسراء ، 70) انسان موجودی است با خصوصیات و ویژگی های فراوان در نگاه قرآن واژه های معینی برای انسان بکار گرفته شده است که عبارتند از روح , نفس ، فطرت، عقل، قلب، اراده و اختیار، هویت جمعی و محدویت های آدمی (باقری،1389) عقل یکی از ویژگی های انسان است که ابزار محوری در تفکر انسان به شمار می آید. اراده و اختیار از خصوصیات دیگر انسان است که به نحوی در انسان ترسیم شده است که هیچ یک از نیروی های موثر بر انسان از مشیت خداوند که هیچ حول وقوه ای بدون آن ظهور نمی کند تا ملائکه و شیاطین و تا نظام های حکومتی ، فرهنگ های اجتماعی، شخصیت های برجسته جامعه و نظام های خانواده و توارث نمی توانند اراده آدمی را خلع نمایند.(همان) وجود دو عنصر کلیدی عقل واراده و سایر واژگان نسبت داده شده به انسان از نگاه قرآن ، بیانگر توانایی های این موجود برای ترسیم مسیر حرکت و تربیت خود در زندگی است. راه تربیت آدمى، راهى است که از فکر مى گذرد، زیرا انسان موجودى است متفکر یعنى با اندیشه زندگى مى کند و با به کار گرفتن فکر خود سیر مى نماید و هر سود و زیانى که مى بیند از راه افکار و اندیشه هایش است که بهره مند یا متضرر مى شود و از همین راه به سعادت و شقاوت مى رسد. بنابراین توجه به تفکر صحیح و تربیت فکرى اساس سلوک به سوى کمال مطلق است. پس باید همه ى امور تربیتى، امورى مبتنى بر اندیشه ى صحیح باشد . از راه فکر، آدمى را متوجه سود و زیان یا صلاح و فسادش نمود تا بر اساس تفکر دریابد و به شوق رسد و به حقیقت گرایش یابد و بر اساس تفکر از بدى و تباهى دورى گزیند.(جوادی آملی ،1374) انسان ، آزادی های اجتماعی را یکی از آرزوها و اهداف خود می داند و در پی تامین و حفظ آن و دیگر آزادی ها تلاشی پیگیر و مستمر دارد.آزادی اندیشه به مفهوم فراهم بودن شرایط ، داده ها و راههای تامین کننده تفکر آزاد و نفی موانع تحمیلی و محدودیت های تفکر است. بنابر این تفکر واندیشه موهبت بزرگی است که انسان علی رغم بر خی از محدویت های خود که قرآن آنها را توصیف می کند مانند: انسان عجول است (انبیاء، 37) انسان هنگامی که بی نیازی بورزد طغیان می کند.(علق،6) و برخی آیات دیگر، درپیشگاه الهی نمی تواند عذری برای اشتباهات خود بیاورد. به عبارت دیگر، آزادی انسان در اتخاذ راههای تأمل عقلانی و شیوه های آن است ، بدون آن که دیگران ، داده ها و ابزار انحراف آفرین و خطابخش را، به وی تحمیل کنند یا او را به قدم برداشتن در راههای معینی ملزم سازند که به نتایج از پیش تعیین شده اعم از حق یا باطل بیانجامد. هر یک از این امور وجهی از وجوه سلب آزادی اندیشه تلقی می شوند زیرا موجب خواهد شد، انسان از سوی دیگران به سمت نتیجه معینی راه برده شود که اگر آزاد گذارده می شد، شاید به نتیجه دیگری حتی متضاد با آن می رسید. همچنین آزادی اندیشه به معنای رفع موانع عوامل درونی بازدارنده عقل ، بویژه هوای نفس و پیروی از عادات است. درخواست دلیل و توضیح خواستن ، نشانگر اهمیت دادن به تفکر و دعوت به اندیشیدن است، این به دلیل آن است که اسلام مبتنی بر منطق و اندیشه می باشد و انسان هایی که آزاد فکر و آزادمنش باشند، با تفکر و اندیشیدن در نهایت به حقانیت اسلام نائل می شوند و به آن معتقد می گردند(بقره ، 11 ، انبیاء ،24 ، قصص ، 75). انسان ها چه بخواهند و چه نخواهند. ، چه در وادی حق یا ناحق، چه در میسر صواب یا نا صواب، چه در جهت منافع فردی یا اجتماعی، اندیشه ورزی یک فعالیت تفکیک ناپذیر آنها خواهد بود. حال که اندیشه ورزی در میان انسان ها از عمومیت بر خور داراست و به اهمیت آن در آیات قرآن و آموزه های دینی نظر می افکنیم. قرآن و برای بیان و اهمیت اتدیشه، نادانان را با دانایان مقایسه می کند (غافر،آیات 84و85).قرآن کریم بعنوان یک منبع فیاض برای اثبات خود به اندیشه متوسل می شود و انکار کنندگان خود را به تحدی دعوت می نماید. (اسراء ، آیه88 ) خداوند می فرماید: «تا آنها که هلاک و گمراه می شوند ، از روی دلیل روشن باشد و آنها هم که زنده می شوند (هدایت می یابند) از روی دلیل باشد. (انفال ، 42) بر اساس آیه فوق می توان فهمید، روش اسلام در دعوت مردم، اقامه برهان و درنتیجه درخواست از مردم به تفکر و اندیشه است. بر اساس این آیه، انسان باید حیات خود بخصوص زندگی دینی خویش را براساس اندیشه و تفکر بنا نهد و برای عقاید و اعمالش ، دلیل و حجت به دست بیاورد و برای سلوک عقیدتی و عملی خود برهان داشته باشد. همچنین خداوند می فرماید: جز مردان، زنان و کودکان ناتوانی که نمی توانند چاره جویی کنند و راهی را بیابند، امید است که خداوند ایشان را عفو کند، خداوند بسیار بخشاینده وآمرزنده است ( نساء ، 98و99). براساس مفهوم آیات فوق کسانی که به هر طریقی می توانند خود را از شک و سرگردانی نجات بدهند یا از دست کسانی که آنان را از لحاظ فکری یا جسمی اسیر کرده‌اند خود را برهانند و راه چاره‌ای بیابند ، چنین افرادی هرگز در پیشگاه الهی عذری نخواهند داشت و هیچ بهانه‌ای از آنان پذیرفته نخواهد شد. در روایات اسلامی احادیثی از پیامبر(ص) و ائمه اطهار(علیه‌السلام) در ستایش تفکر نقل است. مثلا در روایتی از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است: «تفکرالساعه خیر من عباده ستین سنه» یک ساعت اندیشیدن برتر است از یک سال عبادت کردن (رضی، 1379، حدیث 2059 ). و در روایت دیگری می خوانیم: «عودوا قلوبکم الترقب و اکثروا التفکر» دلهای خویش را به مراقبت عادت دهید و اندیشه بسیار کنید (همان ، حدیث 1994 ) حضرت علی (علیه‌السلام) می فرمایند: من بر شما ترسناکم که در جهالت فرو رفته باشید چه اینکه در گذشته به سویی کشیده شدید که قابل ستایش نبود اما اگر در زندگانی اصلاحاتی پدید آورید، سعادتمند خواهید شد، وظیفه من جز تلاش و کوشش در اصلاح امور شما نیست، اگر می‌خواستم، بی مهری های شما را بازگو می‌کردم، خدا آنچه را گذشت بخشاید.(رضی،1379 ، خطبه 178) .پدیده تفکر، یک نوع عمل انسانی است که بدلیل نهادی بودن، مقطعی نبوده وبا ویژگی های آدمی مناسبت اساسی دارد. از سوی دیگر چنان نیست که لحظه‌ای در آدمی به وجود آید و زمان دیگر رخت بر بندد وتا ساختار هوش انسانی دگرگون نشود، نابود نمی‌گردد (ادیانی، 1379). چنانچه ملاحظه شد، قرار گرفتن در جهل و جهالت مذموم، و بدست آوردن آگاهی برای اصلاح زندگی خود و دیگران امری ممدوح و موجب بخشایش خداوند است. علاوه براین حضرت در بازگو کردن برخی اشتباهات گذشته افراد جامعه امتناع می ورزند ، و بر آنچه گذشته طلب بخش از خداوند می‌نمایند. این بدین معنا است که بیان هر نظر و اندیشه مستلزم فرصت مناسب و مقتضی است. باز حضرت متذکرمی شوند وظیفه من جز تلاش و اصلاح امور نیست. بنابراین بیان اندیشه برای اصلاح جامعه وظیفه همه آگاهان است. و در اینجا است که ضرورت تشخیص اندیشه صواب از ناصواب و نیز وجود قواعدی برای رعایت ضرب اندیشه‌ها، ضرروری می‌نماید. انسان باید از تمام امکانات مادی و معنوی خود در این زمینه استفاده کند تا بتواند حقایق الهی را دریابد و براساس آنها حرکت کند. دین مقدس اسلام برای درک معارف الهی به انسان آزادی کامل بخشیده تا پس از اندیشیدن و تحقیق کردن، به درک این معارف نائل شده و از آنها بهره گیرد. با عنایت به مطالب فوق که تبین کننده جایگاه انسان در نگاه قرآن و بازگو کننده برخی از واژگان قرآن برای توصیف او آمد و نیز جایگاه تفکر و اندیشه ورزی در اسلام که در حد اعلا مورد توجه قرار دارد. بررسی رویکرد و نگرش اسلام به تفکر مخالف و چگونگی تحمل آن اندیشه ها و نیز مرز تحمل پذیری و معیار های اندیشه حق از باطل مورد بررسی قرار خواهد گرفت. اهداف کلی تحقیق 1- بررسی فرایند شکل گیری اندیشه وتفکر ونیز شناسایی موانع شکل گیری اندیشه وتفکر 2- تعیین معیارهای تمیز اندیشه وتفکر حق از باطل بر اساس اسلام 3- شناخت ابزارو ملاک های تحمل پذیری اندیشه و تفکرات باطل در اسلام 4- بررسی کاربرد های تربیتی تحمل پذیری در مقابل اندیشه ها وتفکرات مخالف در اسلام سوالات پژوهش 1- فرایند و موانع شکل گیری اندیشه وتفکر بر اساس آموزه های اسلام چیست؟ 2- معیار اندیشه وتفکر حق و باطل از منظر اسلام کدام است؟ 3- ابزارها وملاک های شناخت تحمل پذیری اندیشه وتفکر مخالف در اسلام کدام است؟ 4- کاربردهای تربیتی تحمل پذیری در برابر اندیشه وتفکر مخالف چیست؟ اهمیت و ضرورت تحقیق فقدان تعامل صحبح در جوامع بشری، موجب به خطر افتادن صلح و آرامش است. ناشناخته بودن موانع اندیشه مناسب وعدم مرزبندی بازگو نمودن اندیشه‌ها در مکان و موقعیت مطلوب، تشدید‌کننده اشتباهات بشری است. رابطه مدارا و بعثت انبیاء خود حاکی از اهمیت مدارا است. از زوایای دیگر مسأله مدارا و اهمیت آن در روایات اسلامی مورد توجه واقع شده است . یکی از این جهات مورد تأکید روایات ، تأثیر مثبتی است که مدارا کردن در شیوه زندگی و آرامش‌بخشی بدان دارد . یعنی نه تنها از لحاظ ایمانی و عقیدتی و به عنوان یک امر، بلکه در زندگی عینی و تحقق خارجی آرامش به عنوان یک موضوع مورد تأکید می باشد . پیامبر اکرم (ص) در جمله ای می فرمایند : مداراهُ الناس نصفُ الایمان و الرّفقُ بهم نصف العیش یعنی مدارا کردن با مردم نصف ایمان است و نرمی مهربانی با آنان نصف زندگی است ( کلینی رازی، ج2 ، ص 117 ). همچنین در برخی روایات آمده است که؛ مدارا باعث می شود که مکافات بد و زندگی تلخ از انسان دور شود و هر آنکس که مدارا کردن در اخلاق و رفتار او را اصلاح نکند مکافات بد او را اصلاح خواهد کرد (یعنی مکافات ِ بد گریبانگیر او خواهد شد). علی (ع) : « مَن قال لم یُصلِحهُ حُسنُ المُداراه ، أصلَحَهُ سوءُ المُکافاه » ( تمیمی آمدی، 1380).حضرت علی (ع) در جملات زیادی این آرامش‌بخشی و زندگی راحت را که در پرتو مدارا کردن امکان‌پذیر می‌شود را، یادآوری و با بیان‌های مختلف تأکید می‌فرمایند . از جمله اینکه سلامت دین و دنیا در مدارا کردن با مردم است «سلامهُ الدّین و الدّنیا فی مداراه ِ الناس » (غرر الحکم،1384). و نیز اینکه هرکس با دشمنان و مخالفین خود مدارا کند از جنگ‌ها و خشونت‌ها در امان خواهد ماند « مَن داری أضدادهُ أمِنَ المحارب» (همان) چنانکه پیامبر اکرم (ص) نیز در جمله ای نغز خشونت و مدارا را در مقابل هم قرار داده‌اند و یکی را مایه شومی و بدبختی و دیگری را مایه میمنت و برکت می دانند : «الخُرقُ شُومٌ و الرِّفقُ یُمنٌ» (رضی، 1379) که در روایات اسلامی جلب توجه می‌کند اینست که، رفتار مدارا جویانه نمونه‌ای از یک رفتار و عمل خرمندانه و کامل است ، گرچه خود ِ مدارا، به فرموده حضرت علی (علیه‌السلام) «ثمرهُ العقل مداراهَ الناس» (تمیمی آمدی، 1380) و لیکن جدای از این خردمندی از لحاظ دینی و عقیدتی نیز کامل ترین رفتار در مواجهه با مردم و بخصوص در مواجهه با مردمی که رفتاری جاهلانه و غیر‌خردمندانه با انسان دارند، مدارا کردن است . نگارنده با توجه به پیشرفت سرسام آور علم و تکنولوژی بدنبال یافتن ریشه یابی برخورد های پرهزینه و ناصوابی است که جوامع بشری بر سر اختلافات گوناگون در زمینه های عقیدتی ، اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی و... پرداخته و می پردازد. گویی در روزگار به ظاهر پیشرفته که بسیاری از محصولات علمی به کمک انسان آمده است و بسیاری از مشقات و رنجهای او را کاسته است.اما در آنسوی این غوغای علمی شاهد رفتاری در کوتاه ترین سطح ممکن می باشیم. چه جانهای گرانبهایی که به ارزان ترین وجه ممکن فدای تمایلات و خواسته های دیگران می شوند . در صورتی که با کمی صبر و تفکر می توان به راه حل بهتری رسید. چیزی که معمولاً دراکثر مناقشات پس از تحمل خسارات و صدمه های فراوان تحت عنوان میز مذاکره اتفاق می افتد. بخشی از این مقوله ناپسند به نگرش انسان و نوع تفکر او ارتباط پیدا می کند. لذا دانستن اینکه حدود و ثغور اندیشه وتفکر در دین اسلام چگونه است. ودین اسلام، چه میزان در تغییر این رویه کارساز است. و پیروان این آئین خود را برای مواجه با چنین پیامدهایی چگونه آماده می کند، و تا کجا آنها در برخورد با تفکر واندیشه های مخالف و معاند خود توصیه به صبر و مدارا می کند، از دلایل ورود به این موضوع می باشد. البته لازم بذکر است این موضوع از ابعاد وسیعتری برخورداراست که خارج توان این نوشتار می باشد. لذا ضروریست با جستجودر بنیان‌های فکری بشر، به نقاط مشترک و قواعد صحیح اندیشیدن و بازگو نمودن متناسب آن مسیر ترقی و تعالی بشریت بویژه در جریان تعلیم و تربیت، نقش‌آفرینی نماییم. 


نويسنده : porseshemehr18adab


چرا به افکار دیگران احترام بگذاریم؟

 

2018-01-07   19:07:00

هر انسانی برای خود ارزشی قائل است،زمانی که به عقاید،کار ها و سلیقه افراد درحد ومحدوده خودشان احترام بگذاریم وسعی نکنیم همیشه در پی رد کردن آنان بر آییم دیگران مارا به رسمیت می شناسند چرا که مردم با کسی که به آنان احترام بگذارند ونسبت به آن ها ابراز توجه و قدر دانی کنند انس و الفت میگیرند پس برای جلب مردم باید آنچه میخواهند به آن ها بخشید.

 روشن است که مردم برای دوستی ورزیدن مال و منزل نمیخواهند بلکه خواهان احترام ازسوی دیگران می باشند.چرا که انسان ها خود را دوست دارند و هرکس برای خود محترم است پس کسانی را که عقایدشان را نادیده میگیرند دوست ندارند ممکن است سوال شود چگونه باید به دیگران احترام گذاشت؟چگونه نشان دهیم که به آنان توجه داریم؟پاسخ این است که همانطوری که بیان شد هر انسانی خصلت ،رفتاروعقیده ای دارد که انتظار ستایش دارد.وظیفه ما این است که این جنبه های خوب شخصیتی طرف مقابل را شناخته و به خاطر آن از او تعریف کنیم و اگر قصد مخالفت با بخشی از افکار و رفتار دیگران را داریم باید از راه مناسبی استفاده کنیم ظرفیت های اورا بسنجیم وآرام آرام او را به اشتباهش آگاه ساخته و در صورت نیاز راه مناسب را به او پیشنهاد کنیم.کسی که توقع احترام به عقایدش را دارد باید خود هم توقع احترام به عقاید دیگران را برآورده کرده و به آنان احترام بگذارد

 

 

 

 

 


نويسنده : porseshemehr18adab


کلیپ شماره 2 ( من و مدرسه)

نويسنده : porseshemehr18adab


چگونه می توانیم تحمل افکار دیگران، احترام به افکار دیگران، اخلاق و ادب را در میحط مدرسه تمرین کنیم؟

 

 

 

 

 

 

    اگر واژه ادب هدف و نیل به آن سرلوحه و عصمت بشر در نظر بگیریم، چه در رفتار و زندگی فردی و چه به شکل اجتماعی آن، اهداف بشر تبیین کننده و نشانگر و علت رفتار او هستند. لذا میتوان اینگونه بیان کرد که از شاخصهای جوامع پیشرفته میزان دستیابی به اهداف آن جامعه می شود از نظر گروهی از اندیشمندان جوامع توسعه یافته امروزی، جوامع معطوف به هدف هستند. بدین ترتیب برای نیل به توسعه یافتگی و در نتیجه رسیدن به جامعه ای شاداب، پویا، غنی و عدالت محور باید هدفها مشخص و نقطه گذاری و انواع اهداف از نظر کمی و کیفی، زمانبندی و تعریف ..... شوند. و بدیهی است اهداف در یک نگاه کلی به دو نوع اهداف فردی و اجتماعی تقسیم می شوند. بالطبع رسیدن به اهداف فردی در صورتی میسر خواهد بود که در سایه اهداف اجتماعی تعریف گردند کما اینکه انسان بدون حضور در اجتماع هرگز موفق نخواهد بود. بنابراین اینگونه میتوان گفت چنانچه اهداف اجتماعی درست تعریف شود بطوریکه عموم مردم  بتوانند معنای آن را به درستی درک نمایند و اگر راههای نیل به اهداف اجتماعی و فرایندها ننایج و فواید فردی و اجتماعی اهداف بخوبی تصویر و تعریف گردند برای عموم مردم جامعه جذابتر و گام نهادن به سوی ان آسانتر است. واگر جلب منفعت را یکی از علل رفتار انسان بدانیم باید اهداف اجتماعی را بگونه ای تعریف کنیم که اکثریت مطلق جامعه سود آنی و دراز مدت آنرا دریابن. از بین تمام اجتماعات بشری تنها جامعه ای هم گرا  و متحد مبتنی بر عقل و احترام متقابل می تواند به آرمانهای اجتماعی برسد. لذا ابتدا باید جامعه ای را تصور نمود که در آن افراد برای دیگران احترام قایلند و این احترام متقابل بقدری اهمیت دارد که تک تک افراد حاضرند بخاطر آن از حقوق شخصی خود صرف نظر نمایند.اینچنین جامعه ای که در حقیقت مدینه فاضله ماست هنگامی بالغ می شود که رفتار فردی و اجتماعی در آن به درستی تعریف شده باشد. 

 

 

 

تشویق رفتار اجتماعی خوب و عندالزوم تنبیه رفتار نا صحیح اجتماعی موجب خواهد شد تا افراد آن جامعه بتدریج رفتار نامطلوب را مذموم دانسته درصدد حذف آن برایند و رفتار صحیح و ستوده نهادینه گردد. این چنین جامعه ای هنگامی ایجاد خواهد شد که احترام متقابل در آن نهادینه شود احترام متقابل نیز وقتی ارزش خواهد شد که درک متقابل ایجاد شود. درک متقابل در واقع تابعی از فهم علت رفتار دیگران است و موقعی نهادینه می شود که اعضای یک جامعه یاد بگیرند افکار و آرای سایر افراد را محترم بشمارند و این مهم موقعی به دست خواهد آمد که عادت کنیم و یا د بگیریم که زندگی ما جمعی است نه فردی و در هر جامعه به تعداد افراد آن فکر، اندیشه و رای وجود دارد و قطعا منطقی نخواهد بود اگر همه اعضای یک جامعه از تفکری یکسان برخوردار باشند. برای اینکه چنین جامعه ای ایجاد شود باید عادت کنیم در تضارب اندیشه ها شرکت کنیم، احساس مسیولیت داشته باشیم و بجای منیت و خودخواهی ، عقل و منطق حاکم شود و هرگاه حاکمیت با عقل باشد، نه با تعصب و نه کورکورانه و نه از روی هوس می توان به ابتدایی ترین هدف، نیل به جامعه مدنی و توسعه یافته رسید یعنی عقل گرایی به جای احساس گرایی. 

 

در جامعه ای که عقل و خرد حاکم باشد فکر و اندیشه گسترش می یابد و بلوغ فکری زمینه ای است برای تحمل اندیشه ها در تضارب افکار و جامعه ای که تحمل افکار نوین و بهتر از افکار ما در آن حاکم باشد احترام به دیگران را نیز خواهد آموخت. از لوازم احترام و ادب به دیگران، داشتن ادب اجتماعی و فردی است. این جامعه را می توان جامعه ای ارزشی دانسته که به سوی توسعه در حرکت است.

 

 

 

سهیلا کوزه گران 


نويسنده : porseshemehr18adab


معرفی کتاب

 

 

نويسنده : porseshemehr18adab


چگونگی برقرای ارتباط بین همکاران در مدرسه

مهارتهای سه گانه مدیریت:

رابرت کاتز (1955) از صاحبنظران مدیریت با مطالعه و بررسی رفتار اداری، سه نوع مهارت را که برای مدیران مورد نیاز است شناسایی کرده است:
1- مهارت فنی2- مهارت انسانی 3- مهارت ادراکی.
1- مهارت فنی : منظور از مهارت فنی، توانایی و کارایی در فعالیتی است که انجام آن نیازمند به روشها، تکنیکها و ابزار و وسایل ویژه ای باشد.
2- مهارت انسانی: منظور از روابط انسانی توانایی مدیر در کار کردن موثر با دیگران و ایجاد محیط و موقعیت مناسب عاطفی، روانی و اجتماعی برای سعی و تلاش گروهی است ، در این شرایط مدیر خود از آرامش، سلامت و امنیت روانی و اعتماد به نفس برخوردار است و سعی در شناخت و احترام به نظرات، عقاید و احساسات دیگران و تأمین امنیت روانی و محیطی آرام و مناسب برای آنان دارد.
درباره نظرات مهارت فنی و مهارت انسانی باید گفت که مهارت فنی کار کردن با اشیاء است ولی مهارت انسانی کار کردن با افراد.
3- مهارت ادراکی : منظور از مهارت ادراکی، توانایی در نظر گرفتن سازمان به عنوان یک مجموعه، سیستم و کل یکپارچه و واحد می باشد.
به عبارت دیگر مهارت ادراکی را می توان به عنوان توانایی تشخیص اجزاء و عناصر سازمان و روابط میان آنها دانست و اینکه تأثیر متقابل آنها بر یکدیگر چگونه خواهد بود و تغییر و تحول در یک جزء چه اثراتی را بر اجزاء و عناصر دیگر ودر نهایت بر کل سازمان خواهد گذاشت.

تعریف روابط انسانی :

روابط انسانی عبارت است از برقراری ارتباط مطلوب هدفدار مبتنی بر اصول و ارزشهای انسانی بین افراد.
در توضیح باید گفت با توجه به اینکه انسان موجودی است اجتماعی که بدون برقراری ارتباط با دیگران نمی تواند به رفع نیازهای خود بپردازد.
لذا این امر ضرورت پیدا می کند که انسان در هر محیطی اعم از خانواده، مدرسه، کار، تفریح و غیره به برقراری ارتباط با دیگران بپردازد.
برقراری روابط مطلوب و مناسب نقش بسیار مهمی در سلامت روحی و روانی افراد و در نهایت در احساس رضایت از زندگی و کار ایفا می نماید.
* یکی از نکات اساسی در فرایند برقراری روابط انسانی این است که فرد از طریق این فرایند به سازگاری اجتماعی و یا به سازگاری با دیگران دست می یابد. ولی این امر را باید مد نظر قرار داد که فرد قبل از آن که به سازگاری اجتماعی دست یابد لازم است که به سازگاری با خود دست یافته باشد. و این امر مستلزم برقراری روابط مطلوب انسانی فرد با خودش می باشد.

 

نويسنده : porseshemehr18adab


جایگاه اخلاق در مدارس

در كارنامه تحصيلي دانش‌آموزان درسي هست كه مثل هيچ يك از درس‌هاي ديگر نيست. درسي كه امتحان ندارد و نمره‌گذاري‌اش معمولا توسط مدير و معاون انجام مي‌پذيرد. نمره‌يي كه معمولا بالاتر از حد قبولي است ولي در معدل دانش‌آموز تاثيرندارد. درس «انضباط»، هويتي ساده و در حاشيه دارد اما محتواي عظيم و گسترده‌يي را مورد ارزيابي قرار مي‌دهد. در واقع ردپايي از فرشته مظلوم و مهجور اخلاق در مدرسه است. اخلاق و گزاره‌هاي آن از جنس محتواي برنامه درسي نيست كه تنها به كار دانش‌آموز بيايد. معلمان و اوليا نيز بيشتر و پيش‌تر از بچه‌ها به آن نيازمندند.

گفتن ندارد اما نظام آموزشي به كارخانه‌يي مي‌ماند كه اگر چه ظاهرا هدف آن «آدم‌سازي» عنوان شده است اما معدودند افرادي كه از زير دندانه چرخ‌هاي آن، ذهن و زبان سالم به در ببرند. اين نظام به واسطه كاركردي كه دارد، نه

عزت‌نفس لازم را براي دانش‌آموز به ارمغان مي‌آورد ونه احترام ديگران را در نظر او برجسته مي‌سازد. دانش‌آموزان به مثابه اشيايي به‌طور چند نفري در جعبه‌هايي به نام كلاس كنار هم چيده مي‌شوند. همكلاسي‌ها نه همديگر را و نه معلم‌شان را انتخاب نمي‌كنند. همنشيني‌ها به‌طور تصادفي و انتصابي است. در نتيجه فضاي ارتباطي با همديگر در يك مقطع زماني چندماهه، اعتماد و اطمينان لازم را ندارد. در طول زمان يكسري اطلاعات به آنها آموزش داده شده و آنها ناچارند پس از مدتي همان مطالب را پردازش كنند. ارتباط و ديالوگ ميان بچه‌ها قدغن و معلم متكلم‌ وحده است. مهم‌تر ازهمه، آنها به عنوان يك نيروي انساني ذخيره تلقي مي‌شوند كه در آينده به درد جامعه خواهند خورد، پس ضمن اينكه پا روي دل و احساس‌شان مي‌گذارند، بايد دروسي را فرا گيرند كه آموزش و پرورش فكر مي‌كند، به درد خواهد خورد. با اين وجود اين فضا نمي‌تواند و نبايد بدون قاعده و مقررات باشد و همين نقطه اميدي براي حضور به موقع اخلاق است. 

تا پيش از اين جامعه در سايه سار اخلاق نشسته بود و كوچه‌ها كم و بيش به دست يكي، دو سلام فتح مي‌شدند. ارتباط بين خانه، مدرسه، مسجد و بازار چنان قوي بود كه هرچه ديده مي‌شد، جز خير، تعاون و همدلي نبود. شايد چون ضعف و خلأ اخلاقي محسوس نبود، نظام آموزشي نيز مسووليتي در اين باره نداشت. امروزه اما آدمي كودكي خودش را گم كرده است و درقحطي آب، هوا، اخلاق و خوبي به سختي نفس مي‌كشد. خانواده‌ها ديگر كاركرد پيشين خويش را از دست داده‌اند. وجود طلاق رواني ميان والدين، بروز پديده تك فرزندي،

تجمل‌گرايي، كارمضاعف بيرون از خانه، مشكلات ترافيك، دوري از پدرو مادربزرگ و ساير بستگان، تنها برخي از عوامل مخل عملكرد خانواده محسوب مي‌شوند. براي مثال، در گذشته همه افراد خانواده براي صرف غذا دور يك سفره جمع مي‌شدند و اين باعث ايجاد و تقويت روابط ميان افراد مي‌شد ولي حالا با وجود فست‌فودها، اين ارتباط‌ها كم شده است. در نتيجه تنها گزينه موجود، روي آوردن به مدرسه است.

اهتمام به اخلاق در مدارس غيرممكن نيست اما دشوار است. آموزش اخلاقي اگرچه لازم است ولي كافي نيست. حاصل آن نظم دادن و منضبط بارآوردن است كه البته عمر و دوام زيادي ندارد. بيشتر به اطاعتي منفي و مطلق مي‌انجامد كه درنتيجه فعاليت بدني دانش‌آموز در مدرسه است. معمولا بسيار آموزش‌هاي اخلاقي داده مي‌شود كه از بس عبوس و بي‌ثبات هستند، ضمانت اجرايي خاصي ندارند. حق هم همين كه اخلاق در حصار آموزش‌هاي مدرسه‌يي گرفتار نماند؛ از نظر برخي دانشمندان، كودك اصول اخلاقي خود را تا سن شش سالگي كسب مي‌كند و لذا آموزش رسمي اخلاق در مدرسه به تنهايي چندان تاثيري دراخلاقي كردن وي نخواهد داشت. 

در واقع اگر آموزش اخلاقي با زيرساخت‌هاي فطري و قلبي آدمي سازگار نباشد، حاصلي جز ريا و نفاق ندارد و به آساني، تربيت شكل ريايي به خود مي‌گيرد واخلاق به ضد اخلاق بدل مي‌شود. به همين جهت است كه مديران و معلمان غالبا گله‌مندند كه با وجود اندرزهاي اخلاقي كه در كتب درسي گنجانده شده و سخناني كه در خلال برنامه صبحگاهي براي بچه‌ها ايراد مي‌شود و با وجود اشعار و جملات جالبي كه بر در و ديوار مدرسه وجود دارد، با‌زهم رفتارهايي مثل تقلب، دروغگويي، بي‌نظمي، خشونت و پرخاشگري اسباب زحمت‌شان است. واقعيت اين است كه بچه‌ها آن اندازه كه تحت تاثير رفتار و كردار بزرگ‌ترها قرار مي‌گيرند به گفتار هرچند زيبا و اغوا‌كننده آنها وقعي نمي‌نهند. به ويژه در روزگار امروز كه به يمن گسترش اطلاعات در رسانه‌هاي گوناگون، سطح معلومات و دانش آنها در مسائل اخلاقي و اعتقادي بالا رفته است. مثلاگاهي با تماشاي يك فيلم مذهبي، بهتر و بيشتراز معلم خود كه مي‌كوشد قصه آن را باز گويد، به موضوع اشراف دارند و كم و بيش اشتباهات احتمالي معلم‌شان را هم يادآور مي‌شوند. با اين حال، همه اينها نوعي باور دانشي است و هنوز مانده تا به باور قلبي يعني تربيت اخلاقي برسد.

مقصود از تربيت اخلاقي، فراگيري و عمل به آداب و رسوم اجتماعي نيست زيرا آداب و رسوم غير از اخلاق است. براي همين است كه در هر كشورآداب و رسوم اجتماعي ويژه‌يي بر اساس ملاحظات نژادي، سياسي، ديني وجغرافيايي ظهور پيدا مي‌كند كه اصرار در تبليغ آنها چه بسا به ترويج نوعي انحصارطلبي و خشونت منجر بشود. در صورتي كه فرآيند اخلاق با مسائل بنيادين انساني ارتباط دارد و در فطرت آدمي فارغ از نژاد، دين و زبان او رخ مي‌نمايد. پايبندي به اخلاق، وجه مميزه حيات انساني است. هدف غايي دين اسلام نيز تكميل مكارم اخلاقي است. اهميت اين مساله در دنياي لجام‌گسيخته امروز كه فساد و جنايت از در و ديوار آن مي‌بارد، به‌شدت احساس مي‌شود. 

دنياي امروز، اگر چه سرشار از پيشرفت است اما محتاج معنويت است. همين‌طور مدارس آن، اگرچه خلاقند اما مواجه با كمبود اخلاقند. براي همين است كه دنياي حاضر در آينده به مدارس اخلاق محور، نياز جدي دارد. مدارسي كه در آن صلح طلبي، پرهيز از جنگ و انسان دوستي حرف اول را بزند. در اين مدارس، معلمان و مربيان قبل از هرچيز مواظب و مراقب رفتار خويش در خانواده خود هستند تا الگوي عملي قابل اعتماد براي بچه‌هاي مردم محسوب شوند. اولياي اين مدارس، تنها وقتي كه شكايتي از فرزند خويش دارند، به مدرسه و نزد معلم نمي‌آيند. مدرسه نيز فقط وقتي دانش‌آموز مشكلي درسي يا رفتاري دارد به احضار والدين اقدام نمي‌كند يا كم و كيف رفتار و كردار دانش‌آموز را صرفا در قالب نمره‌يي در انتهاي كارنامه تحصيلي نمي‌سنجد. مي‌دانيم كه در آغاز، تاكيد مدرسه بر جنبه شناختي متمركز بود اما اندك اندك وظايف مدرسه به ابعاد ديگر تسري يافت و نگاهي نسبتا همه‌جانبه نسبت به دانش‌آموزان پيدا كرد. در شرايط فعلي مدرسه نمي‌تواند به مقوله اخلاق بي‌تفاوت باشد. ازآنجايي كه مدرسه بعد از خانواده، از جمله محيط‌هاي اوليه و تعيين‌كننده در شخصيت دانش‌آموزان است؛ لذا بايد اين محيط به صورت‌هاي اصلاح مديريت، تغيير در ظاهر فضا با ايجاد تنوع و نشاط ضمن حفظ اقتدار به وسيله تشويق و تنبيه مهندسي شود. همچنين چون آموزش ارزش‌هاي اخلاقي امري منتشر در تمامي موضوعات درسي است، نبايد به يك موضوع يا برنامه درسي خاص محدود شود و لذا تمامي اعضا و اركان مدرسه بايد عملا براي پركردن خلأ اخلاقي مدرسه به وسيله؛ پرهيز از تبعيض ميان دانش‌آموزان، ارزش قايل شدن براي تك تك آنها و سعي در الگوي عملي و رفتاري شدن بكوشند.

بنابراين در نظام تعليم و تربيت، فرآيند تربيت، از يكسري ظرافت‌ها و حساسيت‌هايي برخوردار است كه در توان و حوصله هرمعلمي نيست. همچنين نتايج كار در اين حوزه زمانبر و به فوريت كار در حوزه آموزشي هم نيست. در مسيرصعب‌العبور تربيت، نقاط متعددي وجود دارند كه ورود به هريك دشواري‌هاي خاصي دارند. مثلا تربيت ديني يا تربيت جنسي، هنوز رازآلود و مناقشه‌برانگيز است و وارد شدن ناشيانه به حريم آنها چه بسا سبب شكست و پشيماني بشود. مهم‌تر از همه آنها، تربيت اخلاقي است كه سرسلسله انواع تربيت هم هست. براي بهره‌مندي از يك نظام آموزشي اخلاق‌مدار، قبل از هرچيز بايد جامعه‌يي اخلاقي داشت. چراكه اخلاق حتي فراتر از قانون مي‌نشيند و با نهادينه شدن اخلاق است كه قانون نيز ثبات خويش را باز مي‌يابد. براي همين است كه ما قبل از دستيابي به يك جامعه مدني، به يك جامعه اخلاقي نيازمنديم.

 

 

نويسنده : porseshemehr18adab


فرق ادب و اخلاق

 

شاید برخى این‏طور تصوّر کنند که اخلاق و آداب یکى است و حال آن که چنین نیست، زیرا اخلاق از اوصاف روح به شمار مى‏رود، 

ولى آداب از اوصاف اعمال و کارهاى انسان است و نحوه صدور کارها بستگى به صفات روحى دارد.

اصول اخلاقى مانند قدرت اراده، شجاعت، سخاوت و غیرت و... با آداب و سنن ملّى، محلى و... فرق دارد چرا که آداب اجتماعى 

از امور نسبى است که با اختلافات محیطى فرق مى‏کند. ولى زشتى و زیبایى اصول اخلاقى با اختلاف نژادها و ملّیت‏ها دگرگون

نمى‏شود لذا در هیچ‏جاى دنیا دیده نشده است که سخاوت و شجاعت را کسى بد بشمارد و دزدى را خوب.

چنانکه از مضامین احادیث بر مى‏آید، آداب معاشرت را غیر از اخلاق ذاتى دانسته و به آن اهمیت زیادى داده شده. چرا که گاهى

ممکن است شخص از نظر اخلاقى فردى ناصالح باشد، ولى در اثر تربیت و تأدیب درست و خوب، خُلق خوى او تغییر یابد

 


موضوعات مرتبط: داشتن و اخلاق و ادب در مدرسه 


نويسنده : porseshemehr18adab


به وبلاگ من خوش امدید.


نويسنده : porseshemehr18adab


چطور به دانش آموزان یاد بدهیم به دیگران احترام بگذارند؟

 

 

چطور به دانش آموزان یاد بدهیم به دیگران احترام بگذارند؟

به نظر من بهترین سیاست در احترام گذاشتن به دیگران خلاصه می شود ، نمی توان هیچ حسابی روی سلیقه افراد باز کرد؛ اما به هر حال در زندگی شخصی ادب، ملاحظه، و احترام همیشه بهترین انتخاب ها در زمان رفتار کردن با دیگران حساب می شوند.

 

ادب و مراعات حقوق دیگران سبب می شود شما فرد قدرتمندی جلوه کنید. ما دوست داریم که دیگران ما را صمیمانه دوست بدارند، با ما درست رفتار کنند و برایمان ارزش و اهمیت قائل شوند، اما در عین حال باید در نظر داشت که همه ما انسان هستیم و هیچ گاه نمی توانیم 100% کامل باشیم و این امکان وجود دارد که در برخوردهایمان با دیگران دچار خطا و یا اشتباه شویم.  اما به هر حال هر چقدر به دیگران محبت کرده و با آنها مؤدبانه برخورد کنیم به همان میزان آنها به ما محبت کرده و ما را مورد احترام خود قرار می دهند.

 

راه های مختلفی وجود دارد تا از طریق آن به کودکان یاد بدهیم که چطور به سایرین احترام بگذارند.

 

احترام به معنای احساس ارزش و اعتبار برای کسی است و خود فرد آن را به دست می آورد. بااینکه همه ی انسانها شایسته احترام هستند، اما متاسفانه حقیقت این است که برخی از افراد قادر به کسب این احترام نیستند. البته راه های مختلفی وجود دارد که شما می توانید خود را در موقعیت هایی قرار دهید که احترامی را که سزاوار آن هستید به دست آورید. مهمترین عوامل در این زمینه احترام گذاشتن به دیگران، احترام گذاشتن به خودتان، داشتن اعتماد به نفس، نترسیدن از تصمیم گیری، و خوب لباس پوشیدن است. این عوامل به شما کمک می کند تا احترامی را که شایسته شماست کسب کنید.

 

 

 

 


نويسنده : porseshemehr18adab


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران